ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
27
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
بىآنكه چيزى از آن را صرف غير خود كند . و بسا غرور و فريب در بعضى از ايشان به جائى رسد كه چون يكى از آنان بر خوان ظالمان حاضر شود و از طعامشان بخورد و او را گويند : خوردن اين خوراكها زيبنده مثل تو نيست ، گويد : خوردن اينها جايز بلكه واجب است ، زيرا اين مال مجهول المالك است و بايد به فقرا بخشيد ، و بر مثل من واجب است كه به قدر توانائى آن را از دست ظالم بيرون آورم و به اهل آن - يعنى فقرا - برسانم و خوردن من هم از آن نوعى قدرت بر رها ساختن از دست ظالم است ، پس از آن مىخورم و قيمت آن را به فقرا مىدهم ، و خدا از درون او آگاه است كه نه قيمت آن را به كسى مىدهد و نه به آنچه مىگويد معتقد است ، و اين فريب و تلبيس شيطان است كه در قلب او افكنده و چنين مىگويد تا اعتقاد مردم عوام در حقّ او سست نشود . و بسان هست كه يكى از ايشان مبالات و پروائى ندارد كه در پنهان از مال حرام ستمكاران بگيرد و طعام آنان را بخورد ، و اگر يكى از مريدان و معتقدانش مطَّلع شود نهايت امتناع مىورزد . و بسا كه يكى از آنها در باطن ميل و شوق دارد كه در خدمت سلاطين و امرا در آيد ولى در ظاهر آن را ترك مىكند ، و انگيزه ولى اين است كه در دل عوام منزلت يابد ، و با وجود اين گمان مىكند كه دورى و اجتناب از آنها به واسطه ورع و تقواست . و گاهى يكى از آنان جماعتى را پيشنمازى كند و چنين پندارد كه عمل وى بر طريق خير و باعث ترويج دين و و الا شدن كلمه حق و بر پا دارنده شعار اسلام است ، و با وجود اين اگر ديگرى كه از او داناتر و پارساتر است در مسجد وى به امامت پردازد ، يا بعضى از مريدان از اقتدا به او تخلَّف كنند و به ديگرى اقتدا نمايند قيامتى براى او بر پا مىشود . و بسا كه باعث مسجد رفتن براى امامت مجرّد تقرّب به خدا و امتثال امر او نباشد بلكه انگيزه وى صرفا حبّ جاه و رياست و اعتقاد عوام در حقّ او ، يا مركَّب از آن و نيّت ثواب ، باشد . و بسا هست كه يكى از آنان امامت را شغل و وسيله امر معاش قرار دهد ، و با اين وصف تصوّر كند كه مشغول امر خير است . و ظاهر اين است كه در امثال زمان ما امامى كه قصد او از امامت تنها تقرّب